زندگانی و آموزه های ابوریحان بیرونی

تاریخ:1395/6/21

نسخه چاپی

" ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، از بزرگترین دانشمندان ایرانی است، که به گفته ی بیشتر کسانی که درباره ی او به تحقیق پرداخته اند، در سال 362 هـ.ق. برابر با 973م. در خوارزم در خانواده ای گمنام چشم به جهان گشود. "

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی خوارزمی، از بزرگترین دانشمندان ایرانی است، که به گفته ی بیشتر کسانی که درباره ی او به تحقیق پرداخته اند، در سال 362 هـ.ق. برابر با 973م. در خوارزم در خانواده ای گمنام چشم به جهان گشود. از دوران کودکی و نوجوانی او اطلاع چندانی در دست نیست، تا بتوان عوامل مؤثر در چگونگی شکل گیری تفکر وی را شناخت. تنها سخنی که راجع به دوران نوجوانی وی می توان گفت، مطلبی است که خود در کتاب الصیدنه می گوید:
از همان دوره ی نوجوانی، به سبب علاقه مندی فراوان در دانش اندوزی، بر حسب سنّ و حال در نهاد خود حظّی یافته ام و یک شاهد در این مورد بسنده است که یک رومی در سرزمین ما اقامت گزید و من دانه ها و تخمها و میوه ها و گیاهان و جز اینها را می آوردم و نامهای آنها را در زبان او، از وی می پرسیدم و می نوشتم.(1)
همچنین وی از تأثیر بسزای یکی از ریاضیدانان و منجمان بزرگ ایرانی به نام ابونصر منصور بن علی بن عراق بر او سخن به میان آورده، که بی گمان در شکل گیری اندیشه ی علمی وی مؤثر بوده است:
پس خاندان عراق، نیکیهای خویش را به من چشانیدند و منصور آنان از من مراقبت کرده، نهال مرا پرورد.(2)
استاد دیگر او در رشته ی حکمت و علوم عقلی، عبدالصمد اوّل بود، که سلطان محمود غزنوی پس از چیرگی بر خوارزم در سال 408 هـ.ق. او را به اتهام شیعه بودن کشت و قصد داشت بیرونی را هم با همان اتهام به قتل برساند، ولی وقتی به او گفته شد که وی سرآمد دانشمندان زمان خویش در دانش نجوم است و پادشاهان از کسی مانند او بی نیاز نیستند، سلطان از کشتن او منصرف شد و او را با خود به هندوستان برد.(3)
بیرونی از سال 408 تا 421 هـ.ق. ملازم سلطان محمود غزنوی بود و در مدت اقامت سیزده ساله ی خود در هندوستان، توانست زبان سانسکریت را بیاموزد و تحقیقات گسترده ای را در باب آداب و رسوم، عقاید و فرهنگ و دیگر جنبه های علمی و فرهنگی هندوان انجام دهد. وی در همین زمان چندین کتاب را از زبان سانسکریت به عربی و بالعکس ترجمه نمود. حاصل زحمات او در هندشناسی، کتاب فی تحقیق ماللهند است، یکی از عالمانه ترین و غنی ترین تحقیقات انسانی و اجتماعی که در دوران قدیم در زمینه مسائل مردم شناسی نوشته شده است؛ یعنی در زمانی که چنین مطالعاتی در مغرب زمین از حدّ وقایع نگاری فراتر نمی رفته است.(4) ابوریحان بسان مردم شناسی زبردست و متفکری متبّحر، به تحقیق در زوایای زندگی فردی و اجتماعی هندوان پرداخته است.
کارل ادوارد زاخائو (5) خاورشناس آلمانی و کسی که با ترجمه ی دو اثر مهم بیرونی به نام آثار الباقیه عن القرون الخالیه و فی تحقیق ماللهند او را به اروپا شناساند، می گوید که من معتقدم در وجود بیرونی یک ویژگی نو بوده که به روح انتقادی قرن نوزدهم نزدیک است.(6)
یاقوت حموی در بیان حالات بیرونی می گوید:
او در طول سال دستش از قلم و چشمش از نظر و ذهنش از تفکر جدا نمی گشت، مگر دو روز نوروز و مهرگان، که برای تهیه مایحتاج زندگی دست از کار می کشید.(7)
بیرونی خود در کتاب فی تحقیق ماللهند می گوید:
[در آغاز ورود به هند] من به دلیل بیگانه بودن با فرهنگ هندوان و ناآشنایی با قراردادهای زبانی [اصطلاحات و واژگان] آنان، در نزد منجمان آنان مقام شاگرد را نسبت به استاد داشتم، ولی چون اندکی به زبان و ادبیات آشنا شدم، به آگاه ساختن آنان از علل [امور] پرداختم و برای آنان برخی برهانهای منطقی را بیان کردم و راههای درست محاسبات را روشن ساختم. آنگاه با تعجب در اطراف من گرد آمده، برای استفاده انبوه می شدند و می پرسیدند که به محضر کدام منجم هندی راه یافته و از او علم آموخته ای. من توان عملی آنان را برایشان آشکار ساختم و با آنکه خوشایندم نبود، خود را از آنان برتر می شمردم. چیزی نمانده بود که به من نسبت ساحری دهند و در نزد بزرگان خود، مرا جز به دریا و آب ترشی که بی نیاز سرکه است، تشبیه و توصیف نمی کردند.(8)
یکی از فقها به نام علی بن عیسی الولوالجی درباره ی ابوریحان می گوید:
آنگاه که نفس در سینه ی او به شماره افتاده بود بر او وارد شدم. در آن حال از من پرسید که حساب جدّات فاسده (9) را که زمانی به من گفته بودی، بازگوی که چگونه بود. از روی حساب شفقت گفتم: «اکنون چه جای این سئوال است» گفت: «ای مرد اگر بمیرم و این مسأله را بدانم، بهتر از آن نیست که ندانسته و جاهل درگذرم؟» من آن مسأله را بازگفتم. و فراگرفت و آنچه را پیش از آن به من وعده داده بود، به من یاد داد. از نزد وی بازگشتم و هنوز در راه بودم که شیون از خانه ی او برخاست.(10)
تاریخ درگذشت بیرونی مورد اختلاف نویسندگان بوده است. با این حال، نظر حکیم غضنفر تبریزی، صاحب کتاب المشاطة لرسالة الفهرست که حدود دو قرن پس از بیرونی نوشته شده است، باید صحیحترین اقوال باشد که درگذشت او را روز جمعه دوم رجب سال 440 هـ.ق. ذکر کرده است. ابوریحان آثار مهمی از خود به جای گذاشته، که اکثر آنها در زمینه ی علوم ریاضی، نجوم، تاریخ و علوم طبیعی است، ولی آثار به جای مانده از وی درباره ی ملل قدیم و هندیان معاصر وی نیز از اعتبار علمی و جهانی برخوردار است. او زمانی که در دربار قابوس بن وشمگیر ملقب به شمس المعالی در گرگان کتاب مهم آثار الباقیه عن القرون الخالیه را تألیف کرد، با اینکه نویسنده ای تازه کار بود و کمتر از سی سال از سنّش می گذشت، در مقدمه ی کتاب چنان توصیف به پاک ساختن فکر از تعصب و پیروی از هوا و پیشداوری کرده است، که به محققی مجرّب و کارآزموده بیشتر شباهت دارد. با تألیف همین کتاب بود که بیرونی بی اندازه مورد عنایت شمس المعالی قرار گرفت و به وی پیشنهاد شد که امور مملکت را به عهده بگیرد و فرمانش در هر کاری مطاع باشد، ولی بیرونی نپذیرفت و کارهای علمی خود را ادامه داد. به هر حال، بیرونی از جمله اندیشمندانی است که آثار بسیاری از او در ابعاد مختلف علوم یاد کرده اند، هرچند اکثر آنها مفقود شده است و در دسترس نیست.
در جدول صفحه ی قبل، سالشمار زندگی بیرونی آمده است.

دانلود فایل

منبع : اداره کل تشکل های دینی سازمان تبلیغات اسلامی